ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )
65
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )
و به سهولت مىتوان آنها را برداشت و گذاشت ( نكتههاى مهمى است ) . تا حال هرچه آوردهايم به فروش رسيده است . تلمبهها و بخاريها و چراغهاى خوراكپزى امريكايى خريداران ستايشگرى دارد ، و چنانچه تجارت اين اشيا خوب اداره شود و در اين كار تدبير و رقابت به كار رود امريكا مىتواند فروش اين اجناس را به خود انحصار دهد » . به تجربه دريافتهام و خوب مىدانم كه قفلهاى ساخت امريكا چه بازار پر رونقى مىتوانند در ايران داشته باشند . به گمان من ساعتهاى روميزى و ديوارى در ايران - كه وقت در آن معنى و مفهومى ندارد - يكى از حوايج عمدهاى است كه ترويج كلى آن ضرورت دارد . اما مىپندارم كه به كار بردن ساعت در ايران تا حد زيادى مربوط به احداث راهآهن خواهد بود . اگر اين كار صورت پذيرد فكر اينكه زر و زمان دو لفظ مترادفاند بيش از پيش قوت مىيابد و رواج مىگيرد . در اينجا بىمناسبت نيست كه بگويم كه ايرانيان اشياء چرمينى را كه در بار و بنهء سفرى من يافت مىشد با ديدهء تحسين مىنگريستند و از اينجاست كه مىپندارم تسمهء قلاب كمر و سگگ و قزن قفلى و زنگال و چكمههاى ساقهبلند ساخت امريكا بازار مناسبى در ايران خواهد داشت ، زيرا كه ايرانيان خود در چرمكارى استادكاران ماهرى مىباشند و قدر اشيائى را كه از تيماج ساخته مىشود به خوبى مىدانند . پس آن روز دير نيست كه ببينيم بازار كالاى ساخت امريكا و باصطلاح « خردهريز يانكيها « 1 » » در ايران گرم شده است ، و در عوض علاوه بر قاليها و قاليچههاى معروف ايران احجار كريمه از قبيل ياقوت زرد و مرواريد خليج فارس و ابريشم و شال قلابدوزى و گلدوزى ( برودرى ) براى سلام و تعارف وارد امريكا شده است . هنوز از بازار تبريز پر دور نشدهايم كه به ميدان بزرگى مىرسيم و اين ميدان از نظر ما اهميت خاصى دارد اما نه به سبب دكانهاى اسلحهسازى و تفنگسازى و قورخانهء دولتى و زندان و اصطبلهاى سلطنتى و بيتوتات وليعهد ، بلكه به جهت آنكه اين ميدان محل اعدام باب در 9 ژوئيهء 1850 ( مطابق با 27 شعبان 1266 ) بوده است . وى از مصلحان مذهبى ايران است « 2 » . اين داعى مذهبى گرمرو و معلم اخلاق كه نام اصليش ميرزا عليمحمد است در حدود سال 1820 ميلادى ( 1235 يا 1236 ه . ق ) در شيراز متولد شد . نخست راه و رسم سوداگرى به وى آموختند اما پس از آنكه به زيارت كربلا و سپس مكه رفت آيينى تازه آورد و آتش دين جديد چنان جان و دلش را برافروخت كه از آن پس حيات خود را وقف ترويج كيش خود كرد . در حدود سال 1844 ( 1260 ه . ق ) كه به زادگاه خويش بازگشت لقب « باب » بر خود نهاد يعنى درى
--> ( 1 ) . Yankee notions ( 2 ) . از نظر دين اسلام از بدعتگذاران است . م